کمی تا قسمتی طنز

جدیدترین مطالب طنز

به زودی همچین راه میفتد که کف کنید!

پیام های کوتاه
مطالب پربحث‌تر
آخرین دیدگاه‌ها
  • ۹ خرداد ۹۵، ۱۳:۵۷ - .
    .
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۵، ۱۲:۱۴ - اهورا
    وارونه
نویسندگان

۱۱۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۱ ثبت شده است

 

 

  • آیدین

  • آیدین

اگر همسر شما به همراه مادرش درحال غرق شدن باشند و شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید کدام گزینه را انتخاب میکنید؟
.
.
1- شهربازی
2- رستوران
3- سینما

  • آیدین

پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند
عرق شرم ...بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد
... کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "
پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...

  • آیدین

یک بنده خدایی ، نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت:

خدایا ! میشه تنها آرزوى مرا بر آورده کنى؟

ناگاه،صدای  فرشته رحمت و اجابت دعا  از عرش اعلى بگوش رسید

که میگفت: چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من؟

مرد، سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت:

ای خدای کریم از تو می خواهم جاده ای بین کالیفرنیا و هاوایی

بسازی تا هر وفت دلم خواست در این جاده رانندگی کنم!!

از جانب خدای متعال ندا آمد که:

ای بنده ی من! من ترا بخاطر وفاداری ات بسیاردوست

می دارم و می توانم خواهش تو را برآورده کنم اما هیچ میدانی

انجام تقاضای تو چقدر دشوار است؟هیچ میدانی که باید ته

اقیانوس آرام را آسفالت کنم؟ هیچ میدانی چقدر آهن و سیمان

و فولاد باید مصرف شود؟ من همه ای اینها را می توانم انجام

بدهم! اما آیا نمی توانی آرزوی دیگری بکنی؟

مرد، مدتى به فکر فرو رفت، آنگاه گفت:

اى خداى من! من از کار زنان سر در نمى آورم! میشود بمن

بفهمانى که زنان چرا مى گریند ؟ میشود به من بفهمانى

احساس درونى شان چیست؟ اصلا میشود به من یاد بدهى که

چگونه مى توان زنان را خوشحال کرد؟

صدایی از جانب باریتعالى آمد که:

ای بنده من!

آن جاده ای را که خواسته ای، دو بانده باشد یا چهار بانده!!؟؟



ک.ف : سلامتی اونایی که منو به خاطر خودم میخوان … نه واسه پرایدم!

  • حمیدرضا مرادی

دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد پس از دوماه  نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون :

" لورای عزیزم متاسفانه دیکر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدم وباید بگویم که در این مدت ده بار به تو خیانت کرده ام ومی دانم که نه تو ونه من شایسته ی این وضع نیستیم. من راببخش وعکسی که به تو داده بودم برایم بفرست  باعشق :روبرت "

 دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد از همه همکاران ودوستانش می خواهد که عکسی از نامزد‏ برادر، پسرعمو،پسردایی و... خودشان به او قرض دهند وهمه آن عکس ها را با که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند به این مضمون :

 

"روبرت عزیز مرا ببخش اما هرچه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم،لطفا عکس خودت را از میان عکس های توی پاکت جداکن وبقیه را به من برگردان"


ک.ف : گذشت آن زمان هایی که مردم همدیگر را دور میزدند حالا از روی هم رد می شوند!!

  • حمیدرضا مرادی

دستمال کاغذی ،دستمال پارچه ای، دستمال توالت، لوله خودکار، آستین لباس حتی ویکس رو هم امتحان کردم...
اما هیچی لذت اینو نداره انگشت خشک و خالی رو بکنی تو اون سوراخ و همه ی اون مواد لزج و چسبنده و آبکی رو که دو تا دیواره پره ی دماغتو بهم چسبونده شیک و تمیز بندازی بیرون
احساس دوباره متولدشدن اونم توی خط عمودی افق به آدم دست میده
عزیز من فحش نده همیشه که حقیقت تلخ نیست
یه وقتایی چسبناکــــــــه... 


ک.ف : بوم نقاشی هم نشدیم یکی بیاد رومون ۴ تا درخت و ۲ تا دونه پرنده بکشه، قیمتی بشیم واسه خریدن مون سر و دست بشکونن!

  • حمیدرضا مرادی

دلم واست یه bit شده عزیزم! پس کی این کابل ازدواج ما وصل میشه تا کیلوبایت کیلو بایت عشق و محبت واست ارسال کنم ؟!

مطمئن باش هیچ ویروسی نمیتونه تورو از تو هارد دلم پاک کنه چون یاد چشمات مثل یه انتی ویروسه…
عشق من حیف پدرت مثل یه فایر وال نمیزاره من بهت دسترسی داشته باشم
ولی نترس بالاخره یه راهی برای هک کردنش پیدا میکنم! مواظب خودت باش .
دلتنگ تو… مهندس!


ک.ف : ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻦ ﻣﺎﻫﻲ ﺧﺮﻳﺪﻡ ۶۵٠٠ ﺗﻮﻣﻦ !! ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺗﻮﺵ ﭘﺮﻱ ﺩﺭﻳﺎﻳﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻗﻴﻤﺖ |:




  • حمیدرضا مرادی

 

 

  • آیدین

زنگ زدم به بابام میگم یه کارت شارژ بخر واسم نمیدونم چرا یهو آنتن گوشیش رفت
من هی میگفتم الوو الوو ...
بابام میگفت: هی الوو الوو نکن اصلا صدات نمیاد!

 

  آ.ن: هیچ دختری زشت نیست ، مگه اینکه از جونت سیر شده باشی!  

  • آیدین