کمی تا قسمتی طنز

جدیدترین مطالب طنز

به زودی همچین راه میفتد که کف کنید!

پیام های کوتاه
مطالب پربحث‌تر
آخرین دیدگاه‌ها
  • ۹ خرداد ۹۵، ۱۳:۵۷ - .
    .
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۵، ۱۲:۱۴ - اهورا
    وارونه
نویسندگان

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شب» ثبت شده است

دیشب خواب دیدم

شدم یه پزشک متخصص بعد یه 

مرده اومده بود پیشم هزینه ویزیتش شده بود 20000 تومان

اومده بود به من میگفت اگه تخفیفی بدی میگم کجام درد میکنه

و گر نه خودت باید پیداش کنی!

  • علی رضا

رفته بودیم مسافرت

نصف شب دوستم از پرسید آسمون رو نگاه کن!چی میبینی؟

گفتم:یه آسمون ستاره

گفت:یعنی چی؟

منم که نمیخواستم کم بیارم 

گفتم:از چه وجهی؟فلسفی؟ نجوم یا علمی؟

گفت: احمق جان چادرمون رو دزدیدن!!!

 

 

ع.ر : کلی از عمرم رفت آخر نفهمیدم مداد رنگی سفید تو جعبه مداد رنگی ها 

چه نقشی داره!

 

  • علی رضا

به نظر من خورشید، روزها بی جهت روشنه!

در اصل باید شب ها که تاریکه روشن باشه!

  • آیدین

بعضی ها شبا با موهای عشقشون بازی میکنن تا خوابشون ببره…

بعضی ها هم مث من با چراغ قوه ی موبایلشون!!

 

نور میندازم تو چشم پشه ها!  :|

  • محمدرضا اکبری

هربار به خودم میگم امشب یه شام سبک میخورم

ولى یه ندایى از اعماق وجودم خودش زنگ میزنه پیتزا سفارش میده !

  • آیدین

دخترا , پسرا

هرچقدرم عاشق چاوشی و یگانه باشید،

یا حتی عاشق افتخاری و شجریان باشید،

بازم هیچ فرقی نداره!!

شب عروسیتون باید امشو شوِ شِ لیپک لی لی لونه بذارید!

این یه قانونه!

  • محمدرضا اکبری

من ندارم زن و از بی زنی ام دلشادم

از زن و غر زدن روز و شبش آزادم

نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

“هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست”

نکته ای بود که فرمود به من استادم

شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور

چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند

محض اثبات نظرهای خودم آمادم

زن نگیر – از من اگر می شنوی- عاقل باش!

مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم

نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم

نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من

از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟”

  • محمدرضا اکبری

برنامه نویس موجودیست زنده که اغلب بصورت نشسته با کمی خمیدگی روبروی خود را نگاه می کند. این موجود توانایی بسیار زیادی در گیر دادن به یک موضوع و پلک نزدن را داراست.

بیشتر طول عمر خود را بدون تحرک سپری می کند و فقط انگشتانش دارای فعالیت بسیار زیاد هستند. غالبا بصورت انفرادی یافت می شود

و در پاسخ به مخاطب همواره می گوید: چی؟ ۹۹٪ آنها شب زیست هستند.

بین یک شاخه گل رز و یک تکه پارآجر تفاوتی قائل نمی شود و دنیای وی فقط نیم متر جلوتر از چشمانش است!

 

  آ.ن: با برنامه نویسا درست صحبت کنا!  

  • محمدرضا اکبری

یکی از بزرگان حکایت کند

اگر یک نفر نیمه شب چت کند

و با فرد بیگانه صحبت کند

و کم کم به چت کردن عادت کند

و یک ساعتش را سه ساعت کند

و هر شب به فردی محبت کند

به افراد قبلی خیانت کند

و با بی خیالی جنایت کند

  • محمدرضا اکبری

دلم از شوق یلدا پرطرب بود
برایم برتر از هفتاد شب بود
به خود گفتم چه طولانی است امشب
ولی معلوم شد ساعت عقب بود!

 

«مهدی استاد احمد»

  • آیدین