کمی تا قسمتی طنز

جدیدترین مطالب طنز

به زودی همچین راه میفتد که کف کنید!

پیام های کوتاه
مطالب پربحث‌تر
آخرین دیدگاه‌ها
  • ۹ خرداد ۹۵، ۱۳:۵۷ - .
    .
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۵، ۱۲:۱۴ - اهورا
    وارونه
نویسندگان

کولاک - قسمت چهارم

شنبه, ۷ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۴۴ ق.ظ

   مشاهده تمام قسمت ها   

 

بهار ما گذشته شاید

بهار ما گذشته انگار

بهار ما گذشته شاید

گذشته ها گذشته انگار

نرو بمان

- به! بهار خانوم! چرا رفتی تو فاز دپرسی؟ نگران نباش! یا خودش میاد یا ایمیلش! ;)

- هعی! نگو رها! تو دلم آشوبه! جیم... روزی ده ساعت تمرین!

-جیم؟ اهل کدوم کشور هست؟

- چی میگی؟! جیم! همون باشگاه! هفته ی دیگه مسابقه انتخابی واسه این بازی های تنیس آسیاییه ... از همین الان نگران شدم! یعنی قبول میشم؟!

- امیدوارم! حالا اینا رو ولش ... ناهار داریم بهار جوووون؟!

- چیش! من میگم الان با حالت دِر دِر دِر دارم حرف می زنم بعد باید چیزی هم درست میکردم؟ آخه وقتی دوستت....

- باشه!!!! چرا خونت رو کثیف میکنی! الان زنگ میزنم غذا سفارش میدم!

- میگم رها! واسه من پیتزا پپرونی سفارش بده!

- یعنی ... سنگ پای قزوین هم نیست! شاید خودم درست کردم اصلا! حوصله غذاهای بیرون رو ندارم!

***

- اتفاقا موضوع خوبیه! البته اگه اجازه بدن ...

- موافق نیستم!

- تو فقط حرف خودتو میزنی! همه با این موضوع موافقن! الان کسی حوصله چیزای تکراری رو نداره!

- چی؟! تکراری؟! این چهار تا استخون رو کماکان دارما!

- فکر کردی می ترسم؟! منطقی باش! همه موافقن!

- همه کجان که من نمی بینمشون؟! دِهَه!

حمید: چه خبره؟ ساختمون رو گذاشتین رو سرتون!

- خب این اصن ذوق ورزشی نداره! فقط بلده بگه نه!

حمید: میشه بگین موضوع چیه؟

- کمند میگه موضوع ورزشی این هفته والیبال باشه! آخه فکرکن! اَه!

- علیرضا هم میگه راجب کاراته باشه! من عمرا اجازه بدم!

حمید: هه! پس همچنان به بحثتون ادامه بدین! چون قراره این هفته راجب تنیس صحبت بشه!

علیرضا و کمند: نــــــــــــــه!

حمید: چه خبرتونه! کیانا تایید کرده پس بیخودی عجز و ناله نکنین! در ضمن بیاین ناهار ... رها زحمتشو کشیده!

علیرضا: راستشو بگو ... چند درصدش سوخته؟!

حمید: کمی تا قسمتی! قابل خوردنه! زود بیاین تا مجبور نشدین همون "کمی تا قسمتی"ها رو بخورین!!!

زمین ورزشی گلف و تنیس مجموعه ورزشی انقلاب

آیدین و بهار در حال تمرین برای مسابقه

آیدین: بهار تو همیشه خوب بودیا! چرا اینقدر استرس داری؟!

بهار: من کجا استرس دارم! داری از جنگ روانی استفاده میکنی!

آیدین: حالا هرچی دوست داری اسمشو بذار! این FOREHAND رو بگیر ببینم THE PINK WALL!

بهار: ........ آخ ............. پام! آی آی آی! آیدین! نمیری! فکر کنم پام شکست ... پس فردا مسابقه است!!!

آیدین: بذار ببینم! الان درد میکنه؟

بهار: خودت چی فکر میکنی؟!

آیدین: نشکسته ... و گرنه دردش خیلی بیشتره ... حالا بیا بریم درمانگاه اینجا ببینیم چی میگن.

20 دقیقه بعد

- دیدی گفتم چیزی نشده! به مسابقت هم میرسی بهار خانوم!

- شانس آوردی! وگرنه چندتا چک درست حسابی نوش جان میکردی! این مسابقه واسه من خیلی مهمه!
- بعله! شدت اهمیتش هم کاملا مشخصه! حالا بهتره بری خونه استراحت کنی ... چرا همینجوری منو نگاه میکنی؟!

- ... تو ... نمیخوای یه اخته واسه من بگیری؟! مگه دلت از سنگه همینجوری میگی برو خونه!

- هه! باشه ... من واسه خودت گفتم که استراحت کنی.

روز مسابقه

- دو تنیسوری که وارد زمین میشن رو تشویق کنین ... مریم صفوی و بهار محقق معروف به THE PINK WALL! با سوت داور بازی شروع میشه. یه سرویس فوق العاده از پینک ... (دقیقه بعد)...و اکنون یک FOREHAND شیرجه ای از مریم صفوی ... محقق میره که دریافت کنه ... نتونست ... مثل اینکه مچ پاش در  رفته! ... بله ... دیگه نمی تونه به بازی ادامه بده ... THE PINK WALL رو به بیرون زمین راهنمایی می کنند ... مریم صفوی در دور بعدی با حوریا صامت مبارزه خواهد کرد ... با ما همراه باشید.

جایگاه تماشاگران

آیدین: وای! من تا چند هفته جرات نمیکنم با بهار روبرو بشم! خیلی حس بدیه درک میکنم. بچه ها من باید برم. نیم ساعت دیگه نوبت بازی منه!

کمند: ما یه جوری آرومش میکنیم ... تو با خیال راحت برو.

1 ساعت بعد

صدای جیغ ................. – آیدین بُرد؟

کمند: به! بهار جون! کی اومدی! آیدین رو بیخیال. بیا بنشین به کنارم! :D پفک خریدم!

- بُرد؟؟؟؟

- ... این بازی رو آره!

- بازی بعدیش کی هست؟

- یک ساعت دیگه ... میگم ... میخوای بریم خونه؟

- واسه چی؟

- گفتم شاید حوصله ی دیدن بازی رو نداشته باشی.

- پس آیدین رو کی تشویق کنه؟

- حالا زیاد مهم نیست!

- من می مونم و تشویقش میکنم! دوستمونه ها!!

- ایول بهار! خیلی OPENMIND ای!!!!!!!!!!!!!!!!

دفتر مجله ... فردای همان روز

کیانا: بهار خیلی ممنون بابت اینهمه اطلاعات راجع به تنیس ... با اینکه اسمت هم از لیست مسابقه حذف شد اما ... تو فوق العاده ای! ممنون!

بهار: خواهش می شود! دیگه زیاد هندونه بغلم نذار!

کیانا: نه بابا! ... خب بچه ها! به نظرتون موضوع ورزشی هفته ی بعد چی باشه؟

کمند: والیبال!

علیرضا:کاراته!

کیانا: :|

[پایان قسمت چهارم]

دیدگاه‌ها (۱۹)

جالب بود

ممنون

  • عرشیامنصوری
  • چرا انقدر کم؟!
    آفرین
    این قسمت از قسمتای دیگه خیلی بهتر بود.
    ما منتظر قسمت بعدی هستیم.
    یعنی یه نفر اینجا آشپزی بلد نیست!؟؟
  • Kıᴀɴᴀ ᵛᵐ
  • نه دیگه این دو تا جونتو با جون های کمند توی اون دختر بدیمن هم جمع کنی زیاد میشه! (خوبه اونم یه دونه بیشتر نداشته باشه!!)
    به هر حال من مشکل دارم با این ترکیب اسم+جون!
    خواندم...بله...دیگه چی...؟آیا الان این منم که حرفی برای گفتن ندارم یا واقعا این قسمت جای بحث نداشت؟!
    یه کاور هم برای کولاک انتخاب کن (مثل دسیسه در وبلاگ دوستان ) تو هر قسمت نشون بده ! 
    آخی بهار!
    آیدین هم مگه تنیس بلده!؟
    ناهار پپرونی میخوری!!!
    موضوع تنیس عالیه!
    آفرین سپیده!!!

    این پوی پایین کی بود؟؟
    من نبودما.
    Az hameye dustanI k az in ghesmat haleshun beham khord ozr mikham!!!!khodamam hamin hes ro daram tanzesh kam bud!:(
    سوار کاری به همراهه تیر اندازی با کمان محشر میشه. 
    راستی رها جون یه ناهار توپ درس میکنم از شرمندگیت دربیام 😄
    اصن موضوع رو بزارید سوارکاری .خیلی هم باحاله!!!
    دردردر یادت بود؟دیگه تو فاز آلبالو رفتم جدیدا😁چه بد موقع این قسمتو خوندم درست وقتی که دیگه تنیس نمیرم😭در کل خیلی فوق العاده بود از کجا فهمیدی من پپرونی دوس میدارم آخه😜اینجا یه جووووووون داری واقعا تا حالا انقد نقشم پرنگ نبوده تو داستان ذوق مرگ شدم.
    Gym😔😔😔
    انگار من با کولاک هم تله پاتی دارم...
    امروز بعد مدت ها اومدم ددقیقا امروز قسمت چهارم گذاشته شده!
    خوب بود ولی به باحالی قسمت قبل نبود . زیادی جای خنده نداشت!
    .
    .
    .
    درضمن بابت برد هم تبریک:D
    ناهار *  راجع به* (ویرایش!)
    دوست داشتم تشکر :)
    پاسخ:
    تصحیح شد. ممنون.
  • سپیده پارسا
  • پویا>واسه بهار آره!:دی
    کیانا>تو کل این متن دو بار "جون"به کار برده شده!!!:|
    "- امیدوارم! حالا اینا رو ولش ... نهار داریم بهار جوووون؟" که اصولا وقتی از یه نفر یه کاری رو میخوان این جون رو به تهش می چسبونن!
    دومی "کمند: به! بهار جون! کی اومدی"که اگه دقت کنی تو مسابقه باخت پس یکم احساسات و همدردی رو می رسونه!
    من علاقه ای به لوس کردن متنم ندارم!!!!!!!
    صبا>;)
    موضوع ورزشی هفته بعد تکواندو!
    انقدم دعوا نداره که!
  • Kıᴀɴᴀ ᵛᵐ
  • «- چرا رفتی تو فاز دپرسی؟ نگران نباش! یا خودش میاد یا ایمیلش! ;)

    - هعی! نگو رها! تو دلم آشوبه! جیم... روزی ده ساعت تمرین!

    -جیم؟ اهل کدوم کشور هست؟

    - چی میگی؟! جیم! همون باشگاه!» :))

    + ینی شماها که با هم حرف میزنین، این همه جون میچسبونین به ته اسم هم دیگه واقعا؟! درک نمیکنم!

    یه اخته ارزش این حرفا رو داره؟؟
    اون آخرش که مهتا: والیبال.
    علیرضا:کاراته.
    خیلی حال کردم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی