کمی تا قسمتی طنز

جدیدترین مطالب طنز

به زودی همچین راه میفتد که کف کنید!

پیام های کوتاه
مطالب پربحث‌تر
آخرین دیدگاه‌ها
  • ۹ خرداد ۹۵، ۱۳:۵۷ - .
    .
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۵، ۱۲:۱۴ - اهورا
    وارونه
نویسندگان

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انگلیسی» ثبت شده است

- Hello, are you there?

- Yes, who are you please?

- I'm Watt.

- What's your name?

- Watt's my name.

 - Yes, what's your name?

 - My name is John Watt.

 - John what?

 - Yes, are you Jones?

- No I'm Knott.

- Will you tell me your name then?

- Will Knott.

 - Why not?

- My name is Knott.

- Not what?

- Not Watt, Knott.

- What?

ارسال شده توسط: دکتر مهندس حاجیه خانوم سادات خلبان دوباره دکتر کیانا !

  • آیدین
Caller: Hello, can I speak to Annie Wan?

Operator: Yes, you can speak to me.

Caller: No, I want to speak to Annie Wan!

Operator: Yes I understand you want to speak to anyone. You can speak to me. Who is this?

Caller: I'm Sam Wan. And I need to talk to Annie Wan! It's urgent.

Operator: I know you are someone and you want to talk to anyone! But what's this urgent matter about?

Caller: Well... just tell my sister Annie Wan that our brother Noe Wan was involved in an accident. Noe Wan got injured and now Noe Wan is being sent to the hospital..

Operator: Look, if no one was injured and no one was sent to the hospital, then the accident isn't an urgent matter! You may find this hilarious but I don't have time for this!

Caller: You are so rude! Who are you?

Operator: I'm Saw Ree .

Caller: Yes! You should be sorry.. Now give me your name!!

Operator: That's what I said. I'm Saw Ree..

Caller: Oh.....God.......!!!!!!
  • آیدین

دوستم از بس که می‌خواند زبان

می‌زند بیرون زبانش از دهان 

 

گفته از بس Can you speak English

رفته از یادش زبان مادریش 

 

کرده پشتش را به آداب و رسوم

گفته است: «I am blackboard in the room»! 

 

او که کلی شعر حافظ حفظ بود،

تازه گاهی چیزهایی می‌سرود، 

 

دور از آن احوال عرفانی شده

روزگارش «Just for fun»ی شده 

 

  • آیدین

سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن

تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.

زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه …

خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم!

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد،

شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

زن انگلیسی گفت:

من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم

لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ،

خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روز اول چیزی ندیدم

روز دوم هم چیزی ندیدم

روز سوم هم چیزی ندیدم

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم

 

✔ از دید طنز به این داستان نگاه کنید خواهشا!

به سلامتی مردای ایرانی که هیچکدومشون اینجوری نیستن!

  • محمدرضا اکبری

هی بگین انگلیسی آسونه…!

سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛

کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند

حالا به انگلیسی ترجمه کن!!!!!

Three witches watch three Swatch watches

Which witch watch which Swatch watch

  • آیدین