کمی تا قسمتی طنز

جدیدترین مطالب طنز

به زودی همچین راه میفتد که کف کنید!

پیام های کوتاه
مطالب پربحث‌تر
آخرین دیدگاه‌ها
  • ۹ خرداد ۹۵، ۱۳:۵۷ - .
    .
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۵، ۱۲:۱۴ - اهورا
    وارونه
نویسندگان

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حافظ» ثبت شده است

 

جمعه ای کنکور است...

               شاید آن جمعه بیایم، شاید!

شایدم فردایش؛

                   با شعری که از خنده و شوق لبریز است.

شایدم شعری بگویم که از آن،

                          غم و اندوه و فسوس سرریز است.

 

من همینم، اینم!

        قافیه، وزن، ردیف

                      همه را می چینم

 

شعر من نیز این است،

        قافیه، وزن، ردیفش

                           این است...

 

من نه حافظ و نه سعدی و نه فردوسی ام...

                                                ممدم من!  اینم!

 

دانم از خواندن شعری که سرودم،

                                           چهرتان گلگون است!

این همه حرف زدم تا که بگویم، یاران

                                           من Coming ـم Soon است!

 

 

  ✔ با عرض سلام دوباره خدمت همگی دوستان گل کمی تا قسمتی طنزی...

✔ خدمت اشخاصی که اصلا با بنده آشنایی ندارن، عرض کنم که بنده محمد هستم!

✔ خدمت دوستانی که بنده رو یادشون میاد هم عرض کنم که پس از شش ماه هنوز زنده ام!

✔ شعر (البته اگه اسمشو بشه گذاشت شعر) از خودمه! پس وجود هرگونه ایرادی توش کاملا طبیعیه!

✔ من، شاعر، نیستم!!! پس باز هم متذکر شوم که وجود هرگونه ایرادی در این پست طبیعیه!

کنکور بشدت نزدیکه!!! و هم اکنون بشدت نیازمند دعاهای خیرتان هستم...

✔ همان طور که گفته شد توسط خودم، ایشالا به زودی خواهم آمد...

✔ نظرات پست های خودم رو هم خودم پاسخ میدم!

  ✔ درپایان اینکه: دعا فراموش نشه! لطفا!

 

✔ احتمالا قبل از کنکور با یه پست درمورد جام جهانی درخدمت خواهم بود! به زودی...

  • محمدرضا اکبری

سال ها زن طلب معجزه از ما می کرد
روی نان،ماست سر سفره تمنا می کرد!

با حقوقی که فقط قیمت یک یخمک بود
کشک و دوغ و نمک و گوجه تقاضا می کرد!

به خیالش که سرِ دولت ما روحانی است
گله از آب و هوا؛خشکی صحرا می کرد!

مشکل خویش برِ عمه قمر بردم دوش
کو به هر دنگ و دغل حل معما می کرد!

دیدمش خنده کنان در شده زنبیل به دست
وانتی میوه در آن سمت تماشا می کرد...

گفتم این پول کلان را به تو کِی داد حمید؟!
گفت... آن روز که از درد خدایا می کرد...

هر که بود این همه زر را به عیالش تقدیم
زیر مشت و لگد و سیلی و تیپا می کرد!

گفت آن یار کزو گشت طلبکار،عیال
جرمش این بود: حقوق استده حاشا می کرد!

بی زنی در همه ی سال دلش بی غم بود
باز هم صحبت زن با ننه – بابا می کرد!

فیش دریافتی ار باز مدد فرماید
خود من هم بکنم آن چه که آقا می کرد!

شوهری کز کتک زن همه شب بیرون بود
سکته با دیدن هر دختر زیبا می کرد!

گفتمش این همه نکبت به سر بنده ز چیست؟!
گفت از آن خواهش زن بود؛ که کیانا می کرد!

 

  • آیدین

«بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم»

تو پیدا کن شراب کهنه اش را ساغرش با من

«اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد»

تو پیدا کن دلی عاشق ، جواب لشکرش با من

«شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم»

شراب ارغوانی جو ، گلاب قمصرش با من

«چو در دست است رودی خوش ، بزن مطرب سرودی خوش»

که رنگ چار مضراب از تو رقص بندرش با من

«صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز»

که کشف روی او با تو ، نظر بر منظرش با من

«یکی از عقل میلافد، یکی طامات می بافد»

خدایی ادعا داری اگر ، پیغمبرش با من

«بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه»

در میخانه را واکن ، بهشت و کوثرش با من

«سخن دانی و خوش خوانی نمی ورزند در شیراز»

اگر شیراز شد ، ورنه جای دیگرش با من

«بیا حافظ حوالت ده جسارت های هالو را

به موی یار شیرازی جواب مادرش با من

  • آیدین

نتایج اولین نظرسنجیمون خیلی خیلی جالب شده! [لینک]

این نشون میده شعر و صدای خواننده از نظر ما به یک اندازه مهمه و اختلاف نظر شدیداً‌ زیاده!

به هر حال ما میخوایم کسایی کـ شرکت نکردن هم شرکت کنن!

 

یه مدت سرم شلوغ بود ،‌ آپ نداشتم. [پوزش]

سعی میکنم از این به بعد آپ کنم.

 

بزودی ها:

::‌ خانه ی سالمندان ، قسمت سوم

:: شکلکهای مخصوص کمی تا قسمتی طنز در پست ها و دیدگاه ها

  • آیدین

گوگل: من صاحب همه چیزم.

ویکی پدیا: من همه چیو میدونم.

 فیس بوک: من همه رو میشناسم.

اینترنت: من نباشم شما ها هیچی نیستید.

 .

 .

 .

 برق: زر اضافه نزنید!


 ک.ف : حساب کنید قیافه دخترای دوران حافظ و سعدی چه جوری بوده 

که خال کنج لب یار ، آپشن محسوب می شده!

  • حمیدرضا مرادی