کمی تا قسمتی طنز

جدیدترین مطالب طنز

به زودی همچین راه میفتد که کف کنید!

پیام های کوتاه
مطالب پربحث‌تر
آخرین دیدگاه‌ها
  • ۹ خرداد ۹۵، ۱۳:۵۷ - .
    .
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۵، ۱۲:۱۴ - اهورا
    وارونه
نویسندگان

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کنکور» ثبت شده است

آیدین هستم.

می‌خواستم مطمئن شم حمید و محمد هوای وبو دارن که برم.

ولی خب نه از حمید خبری هست و نه از محمد!

نمی‌دونم چیکار کنم.

منتظرم ببینم چه اتفاقی می‌افته. نمی‌تونم همینجوری برم. ولی نمی‌تونمم پست بذارم. چون یکم مشغله و اینا اجازه نمیده.

حمید و محمد بیاین اعلام وجود کنین که خیالم راحت شه.

ای بابا ...

  • آیدین

 

جمعه ای کنکور است...

               شاید آن جمعه بیایم، شاید!

شایدم فردایش؛

                   با شعری که از خنده و شوق لبریز است.

شایدم شعری بگویم که از آن،

                          غم و اندوه و فسوس سرریز است.

 

من همینم، اینم!

        قافیه، وزن، ردیف

                      همه را می چینم

 

شعر من نیز این است،

        قافیه، وزن، ردیفش

                           این است...

 

من نه حافظ و نه سعدی و نه فردوسی ام...

                                                ممدم من!  اینم!

 

دانم از خواندن شعری که سرودم،

                                           چهرتان گلگون است!

این همه حرف زدم تا که بگویم، یاران

                                           من Coming ـم Soon است!

 

 

  ✔ با عرض سلام دوباره خدمت همگی دوستان گل کمی تا قسمتی طنزی...

✔ خدمت اشخاصی که اصلا با بنده آشنایی ندارن، عرض کنم که بنده محمد هستم!

✔ خدمت دوستانی که بنده رو یادشون میاد هم عرض کنم که پس از شش ماه هنوز زنده ام!

✔ شعر (البته اگه اسمشو بشه گذاشت شعر) از خودمه! پس وجود هرگونه ایرادی توش کاملا طبیعیه!

✔ من، شاعر، نیستم!!! پس باز هم متذکر شوم که وجود هرگونه ایرادی در این پست طبیعیه!

کنکور بشدت نزدیکه!!! و هم اکنون بشدت نیازمند دعاهای خیرتان هستم...

✔ همان طور که گفته شد توسط خودم، ایشالا به زودی خواهم آمد...

✔ نظرات پست های خودم رو هم خودم پاسخ میدم!

  ✔ درپایان اینکه: دعا فراموش نشه! لطفا!

 

✔ احتمالا قبل از کنکور با یه پست درمورد جام جهانی درخدمت خواهم بود! به زودی...

  • محمدرضا اکبری

به بعضیا باید گفت:

عزیزم ...

از دستت هر کاری بر میومد انجام دادی ...

حالا نوبت پاهاته ...

گور تو گم کن...!

 

  آ.ن: دختره مهریه ش رتبه کنکورش نباشه صلواااااااااااااااااات … !  

  • آیدین

امروز داش حمید ما کنکور داشت!

نمیدونم چقد یادتون بود یا چقد دعا کردید براش،

اما الآنم شده براش دعا کنید که یه رتبه ی خوبی بیاره

و بتونه رشته ای که میخواد و توی دانشگاهی که دوس داره قبول شه!

 

و این مژده رو هم به شما میدم که بزودی برمیگرده به وب!

با پست هایی که میدونم خیلیا منتظرشن و واقعا هم خوبه

و طرفدارای زیادی!

 

✔ و این مژده رو هم میدم بهتون که حالا من کنکوری ام

و کم کم منو کمتر خواهید دید!!

  • محمدرضا اکبری

ای عزیزان پشت کنکوری
تا به کی داغ و درد و رنجوری ؟

تا به کی تست چند منظوره ؟
تا به کی التهاب و دلشوره ؟

شوخی و طعن این و آن تا چند ؟
ترس و کابوس امتحان تا چند ؟

غرق بحر تفکرید که چی ؟
بی خودی غصه میخورید که چی ؟

گیرم اصلاً شما به طور مثال
کشکی، از بخت خوش، به فرض محال

زد و شایسته دخول شدید
توی کنکور هم قبول شدید

یا گرفتید با درایت و شانس
مدرک فوق دیپلم، لیسانس

گیرم این نحسی است، سعدش چی ؟
اصلاً این هم گذشت، بعدش چی ؟

تازه از بعد آن گرفتاری
نوبت رخوت است و بیکاری

بعد مستی، خمار باید بود
هی به دنبال کار باید بود

آنچه داروی دردمندی هاست
صفحات نیازمندی هاست

گر رضایت دهی تو آخر سر
گه شوی منشی فلان دفتر

به تو گویند : بعله، دفتر ما
هست محتاج آدمی دانا

آشنا با اتوکد و اکسل
و فری هند و آوت لوک و کورل

باید البته لطف هم بکند
چای هم، بین تایپ، دم بکند

بکشد وانگهی به خوش رویی
هفته ایی یک دوبار جارویی

این که از این، حقوق هم فعلاً
ماهیانه چهل هزار تومن!

پس بیایید و عز و جز نکنید
بی خودی هی جلز ولز نکنید

 

 

✔ به پسرعمم میگم واسه کنکور درس خوندی؟! میگه کنکور مگه ساعت ۹ نیست؟؟!
میگم چرا ! میگه خب ساعت ۶ پامیشم میخونم دیگه!

  • محمدرضا اکبری
امیدوارم حال همه ، خوب رو به عالی باشه !!
امروز گفتم حالا که چند تا مطلب دارم چند تا پست آپ کنم !! جای دوری نمیره ثواب داره !!

از یه خاطره طنز کنکوری شروع میکنیم:

فامیلمون داشت واسه کنکور درس میخوند ازم میپرسه منفی در منفی میشه مثبت؟ گفتم آره.گفت پس چطوری 2-3- میشه 5- ؟
جالب اینه ک معماری هم قبول شد :|



ک.ف : یه بار نشد بریم تو صف عابر بانک ، کند ذهن ترین آدم خاورمیانه جلوی ما نباشه !

  • حمیدرضا مرادی

نام: کیانا

نام خانوادگی: واثقی

فرزند: سوم!!

  آ.ن: آیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!!  

  فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن  

  • آیدین