به یارو میگن با ریسمان جمله بساز ،
میگه می تونم انگلیسی بگم ؟
میگن: بابا ایول! بگو!
یارو میگه: نو ریسمان تو پیجینگ !
✔ طرف سوار اسب شده، عکسشُ گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم :|
- ۱ دیدگاه
- ۲۹ فروردين ۹۲ ، ۱۷:۰۱
به یارو میگن با ریسمان جمله بساز ،
میگه می تونم انگلیسی بگم ؟
میگن: بابا ایول! بگو!
یارو میگه: نو ریسمان تو پیجینگ !
✔ طرف سوار اسب شده، عکسشُ گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم :|
غضنفر داشته گریه میکرده میگن چى شده؟
میگه پشیمونم کاش به حرف پدرم گوش کرده بودم.
میگن مگه چی میگفت؟
میگه نمیدونم… گفتم که گوش نمیکردم!
خوشحال میشم منو از این سردرگمی در بیارین :
“یک” دانش آموز چطوری میتونه همه درسا رو یاد بگیره ؟!!
پسرا فقط 3 ثانیه طول میکشه تا عاشق بشن...؟!
.
.
.
ثانیه اول: نیگاش کن ...چه خوشگله لامصب ...!
ثانیه دوم: صداشم که بامزه ست بیشرف
ثانیه سوم: من عاشقش شدم:|
حالا جالبتر از پسرا دخترا هستن که 1 ثانیه طول میکشه تا عاشق بشن...!
.
.
.
اوووووف ماشینو....!!
یکی تعریف میکرد:
رفتم انتشارات دانشگاه.
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری.
این کاغذا یارانه دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی ۳۰ تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که…
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.
فکر کرده بود به همین راحتی کوتاه میام منم کم نیاوردم
توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم:
بی زحمت بیست برگ از رو این برام کپی بگیرین
هی بگین انگلیسی آسونه…!
سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛
کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند
حالا به انگلیسی ترجمه کن!!!!!
Three witches watch three Swatch watches
Which witch watch which Swatch watch
یه ساندویچی اهست رو شیشهش نوشته ” اسنک اسنک کتلت”
کاش پول داشتم مغازه بغلیش رو می خریدم روش مینوشتم “کتلت به گوشم”
آ.ن: بحث سر خریدن گوشی بود یکی از دوستان گفت: اگه میخوای گوشی لمسی بخری ،تاچ بخر!!!
لذت بردن یعنی بری مهمونی،
دخترشون برات شربت بیاره، آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟
اونم با عشوه بگه : بله، نوش جان!
تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی
✔ زنان را نباشد به جز یک هنر نشینند و زایند شیران نر!
کیانا: ماشین خریدم.
دوست کیانا: مدلش چیه؟
کیانا: قرمزه
دوست کیانا: گرون خریدی!
یکی از بچه ها روایت میکرد:
رفته بودم سربازی، روز اول نشوندنمون رو زمین…
جناب سروان داد زد : کی اینجا لیسانس ریاضی داره؟!!
منم با ذوق و شوق دستمو بردم بالا گفتم : من جناب!!!
گفت : پاشو اینا رو بشمار!!
✔ توجه : امتحانات از آنچه در برنامه امتحانی می بینید به شما نزدیکترند !