ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﻧﻪ ﮐﻮﻟﺮ ﺭﻭﺷﻨﻪ ﻧﻪ ﺑﺨﺎﺭﯼ،
ﺑﺎﺑﺎﻫﺎ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﺑﺎﺱ ﺩﻗﯿﻘﻦ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ؟
ﻫﯽ ﺍﻟﮑﯽ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﺩﺭِ ﮐﺎﺑﯿﻨﺘﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﻭﺑﺴﺘە ﻣﯿﮑﻨﻦ!
- ۸ دیدگاه
- ۱۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۵:۴۸
ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﻧﻪ ﮐﻮﻟﺮ ﺭﻭﺷﻨﻪ ﻧﻪ ﺑﺨﺎﺭﯼ،
ﺑﺎﺑﺎﻫﺎ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﺑﺎﺱ ﺩﻗﯿﻘﻦ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ؟
ﻫﯽ ﺍﻟﮑﯽ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﺩﺭِ ﮐﺎﺑﯿﻨﺘﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﻭﺑﺴﺘە ﻣﯿﮑﻨﻦ!
دخترا نیان پایین خواهشا!
دو کلوم با پسرا صحبت کنیم
زود برمیگردیم
.
.
.
.
.
.
خداوندا ما پسران پاک و معصوم را از شر وجود دختران مصون بدار.
خداوندا توطئه دختران را به خودشان بازگردان.
خداوندا صبری با ما ساده دلان عطا فرما چندین برابر صبر ایوب تا بتوانیم دختران رو تحمل کنیم.
✔ لال از دنیا نری بلندتر بگو آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآمین
لپا پروتز
گونه ها تخیلی
موها رنگ کرده
ابروها تاتو
بعد هی استاتوس میزنه نیمه گمشدم کجاست و فلان و اینا
خو لامصب این قیافه ای که تو واسه خودت ساختی
گم بشی مامانت بزور پیدات میکنه!
نیمه گمشدت که جای خود داره!
✔دقتی رو که دخترا موقع روبوسی دارن تا آرایششون خراب نشه جراح مغز و اعصاب حین عمل نداره!
ماچ آبدار که از صدتا فحش براشون بدتره!
این دخترایی که جمعه صبح تو خیابونن
مانتوشون چروکه
یکمم خواب آلود هستن
رو اذیت نکنید...
.
.
.
.
اینا آزمون قلم چی داشتن! خسته ان!
✔ خدا هم فهمیده اینجا درست بشو نیست، داره میکوبه از نو بسازه...
هی زلزله پشت زلزله!!
همون وقتی کـ ترجیح داده شد به جای تابلوی ” از سرعت خود بکاهید “
از سرعت گیر استفاده بشه
بشر فهمیده بود کـ به شعورش امیدی نیست.
میدونستین خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن
فقط بشکن ریز میزنن!
برید حال کنید با این اطلاعاتی کـ در اختیارتون میزارم !!
یه سوال دارم ازتون :
مامانم ازتون خیلی تعریف میکنه
میگه بچه های مردم تو خونه نمیذارن ماماناشون دست به سیاه سفید بزنه
و همه کارا رو انجام میدن !
شما به عنوان یه بچه مردم عایا اینجوریین؟!
میدونین چرا همیشه جلوی آرایشگاه زنونه پرده میکشن؟
واسه اینکه هیشکی نفهمه اون خانوم خوشگله ای که میاد بیرون
همون هیولاییه که ۲ ساعت پیش رفته بود تو!
✔ پیشاپیش مرگ خودمو در یکی از زلزله های ایران تسلیت میگم!!
آقای اسمیت به تازگی مدیر عامل یک شرکت بزرگ شده بود. مدیر عامل قبلی یک جلسه خصوصی با او ترتیب داد و در آن جلسه سه پاکت نامه دربسته که شماره های ۱ و ۲ و ۳ روی آنها نوشته شده بود به او داد و گفت: هر وقت با مشکلی مواجه شدی که نمی توانستی آن را حل کنی، یکی از این پاکت ها را به ترتیب شماره باز کن.
چند ماه اول همه چیز خوب پیش می رفت تا این که میزان فروش شرکت کاهش یافت و آقای اسمیت بد جوری به درد سر افتاد. در ناامیدی کامل، آقای اسمیت به یاد پاکت نامه ها افتاد. سراغ گاوصندوق رفت و نامه شماره ۱ را باز کرد. کاغذی در پاکت بود که روی آن نوشته شده بود: همه تقصیرها را به گردن مدیرعامل قبلی بیانداز. آقای اسمیت یک نشست خبری با حضور سهامداران برگزار کرد و همه مشکلات فعلی شرکت را ناشی از سوء مدیریت مدیرعامل قبلی اعلام کرد. این نشست در رسانه ها بازتاب مثبتی داشت و باعث شد که میزان فروش افزایش یابد و این مشکل پشت سر گذاشته شد.
یک سال بعد، شرکت دوباره با مشکلات تولید توأم با کاهش فروش مواجه شد. آقای اسمیت، با تجربه خوشایندی که از پاکت اول داشت، بی درنگ سراغ پاکت دوم رفت. پیغام این بود: تغییر ساختار بده. اسمیت به سرعت طرحی برای تغییر ساختار اجرا کرد و باعث شد که مشکلات فروکش کند.
بعد از چند ماه شرکت دوباره با مشکلات روبرو شد. آقای اسمیت به دفتر خود رفت و پاکت سوم را باز کرد.
پیغام این بود: سه پاکت نامه آماده کن!
دانشجوی عزیز، دوست تحصیل کرده من، شمایی که فردا می خوای دکتر مهندس این مملکت بشی!
واقعاً نمی دونی تو کلاس باید موبایلت رو خاموش کنی؟
نمیبینی خوابیم؟